|
پاتریوت
محلیست برای مبارزه با تفکرات شاهنشاهی و ولیعهدی عصر حاضر. مرگ بر دیکتاتور
آمریکا: دوست، رفیق باحال، یاور مستضعفین و حامی رانت بریده ها، گفتگو با آن از اهم واجبات است. کشوری که از ایران بسیار ظلم و ستم دیده، احترام از آن از احترام به پدر و مادر واجبتر است. بدون گندم و شکرش نمی توانیم زنده بمانیم. از بزرگترین معاصی بعد از شرک به خدا، سوزاندن پرچم این کشور می باشد که در نقش پرده کعبه آمال بسیاری از وطن دوستداران سابق عمل می کند. سفر به این کشور و پناهنده شدن به آن از اوجب واجبات و همردیف با زیارت خانه خدا در نظر گرفته شده است. در هنگام سفر زیارتی آقایان پناهنده سیاسی به این وادی مقدس استفاده از چادر و روسری الزامی است که در نقش لباس احرام عمل می کند. اوین: مقصد امیر کمپیون جامعه مدنی، ندامتگاه جریان تجدیدنظر طلب، کاخ رفاهی گشنگان سیاسی، زندان نت که درآن دسترسی به اینرنت وجود دارد، از نظر ریشه لغوی به نحوی به کلمه « فین» حمام معروف کاشان برمی گردد. محلی برای زیر آب زدن اصلاحات و انقلاب مخملی توسط دوستان و یاران، آسایشگاه آدم فروشان خسته و بریده از مبارزه، جایی که زندانی را مجبور به خواندن جوان و کیهان می کنند و تنها سایت قابل دسترسی نیز رجانیوز است. محلی که در آن از« اعتماد» خبری نیست و در آن به آدم « سلام» نمی دهند. محلی که به افراد غرب زده به هیچ وجه «شرق» نمی دهند. محلی برای اثبات وفاداری تئوریسینهای جنبش سبز به اصول و مبانی آن. آسایشگاه نورچشمی های سیاسی تهاجم فرهنگی: جناح اصولگرا غالبا از سر توهم و نادانی به تبادل فرهنگی اینگونه می نگرد. فروش هر آنچه خود داری و به دست آوردن آشغالهای فرهنگی دیگران، نوعی توهم از انواع توهمات توطئه، بسیاری از بزرگان نظام و یاران امام هنوز با وجود بصیرت بالای خود قادر به رویت چنین تهاجمی نشدند. حالتی که همه چیز انشاله بز است. خلاص شدن از دست سنتهای دست و پا گیر. حلتی که به قسم خوردگان نظام بگوییم اشتباه کنندگان. دانشجو: کسی که خوب دست بزند، کسی که حتی با آروغ زدن یا سرفه کردن سیاسیون ما کف می زند، کسی که خوب سوت بلبلی بزند، کسی که برای ما سر و دست بشکند، کسی که ما را از پدر و مادرش بیشتر دوست داشته باشد. کسی که حاضر باشد به جای فرزندان نازنین و خارج رفته ما در داخل کشور فعالیت سیاسی کند و زندان برود. کسی که حاضر نیست هیچ یک از ما در زندان بمانیم و یا از سمتهای سیاسی خود دست بکشیم. آخر مرام و معرفت سیاسی، کسی که با رانت خواری و فساد اقتصادی کاری نداشسته باشد، کسی که همیشه با رفقایش دست به تحصن بزند، کسی که برای آزادی آنقدر فریا دبزند تا گلویش پاره شود، کسی که همه حرفهای ما را وحی منزل بداند، کسی که تنها به حرفهای ما گوش کند، کسی که شرق بخواند و روزنامه کیهان را پاره کند. کسی که به هیچ وجه فکر آینده خود نیست و تنها برای ما فعالیت کند تا در رفاه سیاسی و اقتاصدی باشیم. پیاده نظام ما جهت ورود به خطوط قرمز نظام ایران فراجناحی: اصولگرایی مقابل و متضاد این واژه است. اصولا فراجناحی یعنی ما و عملکردم ما نیز فراجناحی می باشد. چپ به معنای کامل کلمه. نوع جدید فراجناحی نیز جدیدا کشف شده. تشخیص فتنه بعد از یکسال- سکوتهای متمادی در برابر فتنه. بی خیالی نسبت به سخنان رهبر و دم از اصولگرایی زدن. گم و گور شدن تا بعد از 9 دی . شعار مرگ بر شاه دادن بعد از 30 سال. شهردار و رئیس مجلس نمونه کامل این امر هستند. پست دادن به دشمنان و مخالفان و بیکار کردن دوستان و امت حزب الله. دلسوزی برای گرگ. ترحم بر پلنگ تیزدندان. یکی به نعل یکی به میخ. فرهنگ: چیزی که از قدیم و حتی در هیچ یک از دوره های تاریخی در ایران وجود نداشته است. چیزی که توسط ما به وجود آمده و آنچه که مردم نداشتند و ما به آنها اعطا نمودیم. کروات زدن، سگ داشتن، فحشهای ناموسی به شوخی به یکدیگر دادن، با هر مساله دینی جرو بحث داشتن و پرستش اصول لیبرالیسم. آنچه که برای شکمهای گرسنه و بدنهای گوشت به استخوان چسبیده مردم از نان شب واجبتر است. به جای نقدی کردن یارانه ها توصیه می شود فرهنگ ما را توزیع کنند. مسخره کردن رئیس جمهور و توهین به مردم. حماسه 40 میلیونی و رای 25میلیونی را نادیده گرفتن قانون: هرچیزی که ما یا فرزندان و خانواده ما بگویند، هرچیزی که مخالفان ما با آن مخالف باشند، آنچه که ما اراده کنیم، برداشت صحیح از این کلمه مقدس تنها از دست ما بر می آید و بقیه چیزی از قانون نمی فهمند. رای دادن اجباری و بدون فکر لرها به دامادشان و آذریها به فرزندشان، ادعای تقلب بدون دیدن و داشتن حتی یک مدرک، اعلام پیروزی در انتخابات قبل از پایان انتخابات و حتی قبل از آغاز شمارش آراء، تنها ما به فکر قانون هستیم و از آن مواظبت می کنیم. هرجای آن را به صلاح خود ندیدیم حق داریم که آنرا حذف کنیم و علیه آن شعار دهیم. انتخاب رییس جمهور در محافل خانوادگی، حذف انتخابات از قاموس سیاسی کشور، آتش زدن سطلهای آشغال اضافی شهر تهران. الله اکبر: آمریکا بزرگتر از آن است که وصف شود. زیرا خدای بسیاری از ما آمریکا است و بس محسن مخملباف: آخر هنرمندی، استاد اصلی و ناشناس اسپیلبرگ، سابق بر این خیالباف نام داشت و در برهه ای نیز مهمل باف. هنرمندی در آرزوی محال اسکار یا جوایزی همچون توت فرنگی طلایی، شاه توت طلایی، خربزه طلایی، خیارچنبر طلایی و.. از هر جشنواره ای که در کشوری غیر از ایران حتی افغانستان برگزار شود، سادیسم جنسی، کاری به سیاست ندارد و الکی خودشو به کوچه چپ می زند، تا به حال از سوی رژیم به او اجازه اظهار نظر نداده اند. ید طولانی در کینه توزی نسبت به رفقا و رقبایش و تهدید به آتش زدن کیارستمی با بنزین، سابقه درخشان در استفاده از باتوم، پنجه بوکس، چاقو ... ولی هیچ نسبتی با گروه فشار و لباس شخصی ندارد. زدن به هر دری برای معروف شدن، خسته از همسرداری، چشم پاک و.. مطالب مرتبط: شکایت یک نماینده مجلس از فعالین دانشجویی
جمعه بیست و یکم خرداد 1389 :: 0:17 :: نويسنده : مصطفی نمازیان
بنام خدا با سلام. با سری جدید برنامه مردان آهنین در خدمت شما هستیم. بهتره شما فرض کنید الان مردان آهنین مورد نظر ما در همان فضا و حال و هوای برنامه اصلی مردان آهنین به سر می برند و مرشد برنامه اول یک شعر حماسی میخونه و بعد ورزشکارا با همون لباسها میان و..
حالا به سراغ برنامه خودمون میریم: ابتدا ساسی مانکن به عنوان مرشد پشت میکروفون میره و چند شعر رپ در وصف یاران امام!!! می خونه و میره پی کارش. مجری: سری جدید برنامه مردان آهنین. تشکر از نوای گرم مرشد عزیز. در محیط با صفای منطقه جماران و در یکی از چندین ویلاباغ یکی از خواص عزیز مسابقات رو برگزار می کنیم. شرکت کنندگان از گروهها و احزاب سیاسی مختلف می باشند. در این برنامه قصد داریم مقاوم ترین فرد و مستحکم ترین مواضع مردان سیاست در خط امام و انقلاب را بررسی کنیم و هرکسی بیشترین امتیاز رو بیاره، قهرمان میشه و هرکس هم باخت از دایره نظام و انقلاب خارج میشه و مجبوریم باهاش خداحافظی کنیم. حالا به سراغ داور بین المللی میریم و از توضیحاتش در مورد نکات فنی می پرسیم داور: این آیتم ها بر اساس فرمایشات و انتظارات امام خمینی از انقلابیون- خواص- روحانیون و.. طراحی شده، این آیتم ها بسیار سخت و در حد جهانی طراحی شده و قهرمانان این دوره میتونن امیدوار باشن که از سربازان امام زمان قرار خواهند گرفت. ( پخش آهنگ) مجری: نفر اول آقای مهدی کروبی می باشد. آیتم اول ما میزان مقاومت یاران امام در برابر دریافت پول می باشد. چهار وزنه 100 میلیون تومانی- 200 میلیون تومانی- 250میلیون و 300میلیونی داریم که شرکت کنندگان باید در مقابل عدم دریافت هر 4 مبلغ مقاومت کنن. آقای کروبی با سوت داور شروع می کنیم. ولی آقای کروبی سوت نزده رفت سراغ آیتمها. آیتم اول رو مقاومت می کنه- آیتم دوم رو کمی شل می زنه- آیتم سوم را به سختی پشت سر میذاره و بالاخره آیتم چهارم رو دریافت می کنه و سوت پایان داور( البته آقای کروبی در طول مسابقه مرتبا از داور میپرسید من چقدر وقت دارم؟).
مجری: آقای داور امتیاز کروبی چقدره؟ داور: متاسفانه ایشون امتیازی نمی گیرن، باید هر 4 آیتم رو پشت سر بذارن. ایشون مشخصه که رو آیتمها کار نکرده و از خودش ضعف نشون میداد. ایشون باید منتظر مراحل بعدی باشن. ایشون در وزنه 300میلیونی کم آوردن و باید هر4 مرحله رو پشت سر میذاشتن. مجری: آقای داور، برای موفق شدن در این مرحله چه تمرینهایی نیاز داریم؟ به چه فاکتوهایی باید توجه کرد؟ داور: ورزشکارن ما باید از ایمان محکم- تقوای قوی و از همه مهمتر ساده زیست باشن. غذاهای چرب و نرم نخورن. ضمنا سعی کنن هر روز مقداری از صحیفه نور رو بخونن برای تقویت عضلات قلب و دل. آقای کروبی متاسفانه از این فاکتورها برخوردار نبود. مجری: آقای کروبی می بینم که خسته اید. ما از شما انتظار داشتیم در این مسابقه بهتر ظاهر می شدید. چرا اینطوری شد؟آسیب که ندیدید؟ کروبی( نفس نفس زنان و در حالی که دهنش کف کرده): من یه نامه از امام دارم که قراره همه جا نشونش بدم. من ننجونم هر صبح بهم کله پاچه می داد. در بنیاد شهید هم روی مسائل قدرتی خیلی کار کرده بودم در زمان جوانی و حتی تونستم چند تا جانباز و زن شهید رو با قدرت ضرب وشتم کنم. ولی الان این احمدی نژاد ما رو صاف کرده و...( قطع موقت نفس شیخ). خئشبختانه انقلاب آسیب زیادی دید ولی من نه. من این وزنه ها رو بین نیازمندان سیاسی توزیع می کردم و..( کف کردن دهان و قطع نفس به مدت بیشتری) مجری: آقای دکتر به داد کروبی برسید. دکتر: متاسفان ایشون از ناحیه روحی دچار ضعفهایی بوده و در دل و قلب ایشون لکه هایی سیاه مشاهده شده که نشون دهنده انحراف از خط امام می باشد. همچنین مغز ایشون تاب برداشته و دستشون بر اثر سیلی زدن به همسران شهداء به شد تضعیف شده و شاید نتونه مراحل بعد رو ادامه بده.
مجری: نفر بعد سیدمحمد خاتمی و احمدی نژاد می باشد. در این مرحله ورزشکاران ما در حالی که وزنه ای به نام « استقلال و ایستادگی ملی» رو در دست دارن وارد یک تونل وحشت میشن که در آن چند صحنه از قدرت نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی- سخنرانیهای تهدیدآمیز مقامات اسراییل و آمریکا- توهین به سابقه تمدنی ایران- تهدید به حمله به ایران- تهدید ایران به عقب نشینی پخش میشه و ورزشکاران باید بتونن مسیر مسابقه رو یکبار طی کنن و بعد برگردن. هر جا وزنه رو گذاشتن زمین، از دور مسابقه خارج میشن. باید در طول کل مسیر این وزنه ها رو در دست داشته باشن. با سوت داور شروع می کنیم: شروع میشه و میبینم احمدی نژاد با چه سرعتی وارد میشه و به آخر مسیر نزدیک میشه و الان در حال برگشته. برای ما خنده ها و لبخندهای ایشون جای تعجب داره. انگار نه انگار دارن وزنه سنگینی رو حمل می کنن و ایشون تونستن یک رکورد خوب رو به جا بذارن در طی این مسیر. حالا نوبت محمد خاتمی است. خاتمی با احتیاط وزنه رو جلو میبره و گهگاهی لنگ میزنه. ایشون وارد تونل میشه ولی در ابتدای مسیر ایستاده و داره میلرزه. نمیدونم چرا داره با مونیتور پخش صحنه ها صحبت میکنه. چر ا دارید التماس میکیند آقای خاتمی؟ اینا فیلمه که، واقعی نیست. لطفا دامه بدید. متاسفانه به صحنه تهدید هسته ای که میرسیم ایشون وزنه رو میندازه و فرار میکنه. مجری: آقای خاتمی کجا میرید، اینکه فیلمه. خاتمی: برای شما فیلمه. شما می فهمید فیلمه، آمریکاییه که نمی فهمه. داور: متاسفانه آقای خاتمی هیچ امتیازی نمیگیره. آقای احمدی نژاد رکورد جالبی رو برجای گذاشتن و الان در صدر جدوله. مجری: آقای خاتمی چرا کم آوردید؟ خاتمی: من به این آیتم اعتراض دارم. شما دارید با این رفتارهای نسنجیده وغیر دموکراتیکتون ما رو منزوی می کنید و تنش زایی می کنید. ندیدید چطوری ما رو تهدید می کرد؟ به هر حال به هر قیمتی نباید این وزنه های سنگین رو حمل کرد. اگه به من امیتاز ندید میدم بندازنتنون بیرون. چند نفرید مگه شما؟ احمدی نژاد: واله من قبلا رو این آیتم کار کرده بودم. در ضمن فیلم مسابقات قبلی و سخنان امام خمینی و رهبر انقلاب را چند بار آنالیز کردم تا رمز موفقیت رو پیدا کنم. الان هم آماده مراحل بعد هستم. در ضمن نشاله قراره مسابقات جهانی که امسال در سازمان ملل و دانشگاه کلمبیا انجام میشه شرکت کنم. ما باید بتونیم وزنه های سنگینتر رو حمل کنیم. مجری: آقای داور، نظرتون در مورد این مرحله چه بود؟ داور: متاسفانه آقای خاتمی به علت ترس ذاتی از غرب، فیلمها رو جدی فرض کرد و همین امر باعث شد که مسابقه رو در ابتدای کار رها کند. ایشون دارای قلب ضعیف- روحیه سازشکارانه بوده و متاسفانه به هیچ وجه روی تجربه های موفق قهرمانان قبلی ما کار نکرده. مجری: نفر بعد جناب موسوی. ایشون با آیتم «حمل صحیفه امام» که در سطح جهانی است، وارد مسابقه میشن. باید بتونن صحیفه رو در طی مسیر انقلاب تا آزادی حمل کنن. با سوت داور شروع کنید. سسسسسسسسسسسسسسسوووووووووووووتتتتتت
میرحسین موسوی با دستان لرزان و فریادزنان شروع میکنه. از همون ابتدا دارن احساس سنگینی می کنن. ایشون هنوز به ایستگاه اول نرسیده، صدای فریادها و تشویقهای بهزاد نبوی- مهدی هاشمی- فائزه هاشمی- عفت مرعشی- ام الکوکب رهنورد و...به گوش میرسه: « موسوی موسوی»- « اگه تقلب نشه کروبی اول میشه». در اینجا موسوی صحیفه رو میندازه و داور سوت پایان رو میزنه. داور: متاسفانه ایشون حتی به ایستگاه خط امام نرسیدن. ایشون به خاطر کهولت سن و ضعف اعصاب نتونستن ادامه بدن. روحیه انقلابی گری ایشون بسیار ضعیف شده نسبت به دوره های اول برگزاری این مسابقه و ایشون دیگه توان ادامه و حتی شرکت در این مسابقات رو نداره. مجری: آقای موسوی، چرا ادامه ندادید؟ موسوی: چیزه من یه آدم انقلابی هستم. من نخست وزیر امام بودم. زمان امام چیز بودم .این چیزای شما خیلی چیزن. شما مرو چیز خور کردید؟ طبق اخبار رسیده از داور مسابقه بنده به طور قطع و با اختلاف بسیار بالا قهرمان شدم و بهم تبریک بگید. بنده قهرمان قویترین مردان هستم و اگه نشم تقلب شده و میریزیم تو خیابون. عفت مرعشی: مردم بریزید تو خیابون. فائزه جون و مهدی جون برید هرچه پول توجیبی و تو قلکاتون دارید بیارید بدیم برای خرج مراسم «خیابون ریزی» و «عزابندون». ام الکولک رهنورد: بنده خودم لر هستم و موسوی ترک. داماد لرها هیچ وقت وزنه رو نمیندازه فرار کنه. وزنه آقای موسوی از همه وزنه ها سنگین تر بوده و باید اجازه میدادید ایشون این وزنه رو سبک تر میکرد و قسمتای سنگینشو حذف میکرد. کروبی: به من احتمالا تجاوز شده و شاید هم میخان تجاوز کنن. به هرحال یادم نیست بهم تجاوز شده یا قراره بشه. منو سوزوندن و خاکسترم رو پاشیدن توی رودخونه و الان اینجا آوردن با شکنجه که بیام مسابقه. چند تن از قویترن مردان در چند ثانیه جو مسابقه رو آروم میکنن و «اراذل و اوباش و تماشاگرنامهای سیاسی» رو از محل برگزاری خارج می کنن. آیتم آخر، «آیتم مواضع چند پهلو» می باشد. شرکت کنندگان هرچه تعداد پهلوی مواضعشون بیشتر باشه موفقترن. به خاطر مسائل امنیتی، نمیتونیم اسم شرکت کنندگان رو که یکیشون از مجلس اومده، یکیشون سابقه جنگ داره و چندتاش روحانیون رو بگیم. شرکت کنندگان چند تا صحنه از سخنان امام و رهبری رو براشون پخش می کنیم و اونا باید سریع موضعگیری کنن و پهلوها رو زیاد کنن.
با سوت داور شروع میشه: در اینجا شعار تماشاگران واقعی رو میشنویم: خواص بی بصیرت مایه ننگ ملت- اشراف بی شرافت خجالت خجالت- نصر من الله و فتح قریب مرگ بر این خواص مردم فریب- ای عقده های قدرت از ظلمتان به تنگیم ماهمه اهل جنگیم بجنگ تا بجنگیم- ..... ..... بصیرت بصیرت. بله هرچه جلوتر میریم بر هیجان مسابقه و چند پهلو شدن مواضع افزوده میشه، واقعا سخته انتخاب کردن بین این همه خواص آماده و چند پهلو. سوت پایان داور: ورزشکاران این مرحله مشخصه که خیلی رو این آیتم کار کردن. رکورد خوبی به جای گذشتن. رکورد قبلی مربوط به «ابوموسی اشعری» بود رو شکستن و این مایه افتخارشونه. برای موفقیت در این آیتم و تقویت عضلات باید هر روز تمرینات سنگینی همچون « یکی به نعل یکی به میخ»- « چند تا به نعل یکی به میخ» رو انجام داد- همچنین داشتن منافع و داراییهای فراوان بر قدرت مواضع چندپهلوی شما می افزاید. ضمنا سعی کنید این تمریناتو خانوادگی انجام بدید. همچنین ورزشکاران ما باید یاد بگیرند در مواقعی که فضا غبارآلوده، مواضع مبهم بگیرن و صبر کنن غبار بخوابه و بعد ببینن نون به چه نرخیه!!. داور: آقایون این گروه، رمز موفقیت شما چی بود: ...، ...، ...، ...، و...: ما هروقت امام موضع جدی می گرفت، به خاطر علاقه شدید به ایشون یا سکوت می کردیم یا اعتراض. از بس دوستش داشتیم هیچ وقت باش موافقت نمی کردیم—من اعتقاد دارم همیشه در یک نزاع سیاسی هر دو طرف مقصرن و برای تعیین میزان تقصیر هر طرف، من دستگاه «تقصیر سنج»رو ساختم. نزاعهای بعد از انتخابات چیز خاصی نبود- مطالب مرتبط: حکم برائت برای هتاک شهداء مطلب من در کیهان: منطق جریان فتنه، توهین می کنم پس هستم. لینک های مربوطه: صراط نیوز پنجشنبه بیست و ششم فروردین 1389 :: 8:25 :: نويسنده : مصطفی نمازیان
بسم تعالی با تبریک عید نوروز و سال نو، در سایه سکوت ننگین برخی روزنامه های به ظاهر اصولگرایی که در ویژه نامه هاشون هیچ یادی از حماسه اشرافیت ستیز۲۲خرداد نکردند تا دل اربابان فلک زدشون رو شاد کنند،تصمیم گرفتم چند سوژه مهم و خبری و به قولی «ترین های ۸۸ » رو به عرض دوستان برسانم. پیشاپیش از ویژه نامه های جام جم و همشهری که مردم رو به هیچ انگاشتند و هیچ نام و یادی از حماسه ۲۲ خرداد نکردند، گله می کنم و این را به حساب محافظه کاری اربابانی می گذرم که تا ۹ دی جرات اظهار نظر نداشتند و به مانند یک چوب خشکیده در فضای سیاسی کشور زیست ننگین داشتند. از چوب خشکیده هم انتظار موضع گیری نداریم. از ۹ دی به بعد بود که یه دفعه خیلی ها کاسه داغتر از آش شدند و با جرات!!! مثال زدنی اعلام کردند: تقلب نشده!!! فتنه در راه است!!! ۲۲ خرداد حماسه است!!!. ترینهای ۸۸ - جایزه نوبل عقلانیت و کیاست سیاسی در سال ۸۸ به « ساده لوح ترین» سیاستمدار تاریخ ایران و جهان، جناب شیخ مهدی کروبی اهدا می گردد. لازم به ذکر است این عزیز در دوره نهم از اخذ رای خانواده خود و در دوره دهم از اخذ رای معاون اول خود عاجز ماند. ایشان بارها در چند سال اخیر به تهدید سیاسی دکتر احمدی نژاد برای رویارویی تاریخی ۲۲خرداد۸۸ اقدام کرده بودند که در نهایت شاهد ابهت سیاسی ایشان در کسب مقام پنجم در انتخابات ۴ نفره بودیم. - جایزه تنگ بلورین توهم و خیالپردازی در عالم سیاست به «متوهم ترین» سیاسمتدار تاریخ کره زمین از دوران پیدایش تا کنون، به جناب دکتر مهندس میرحسین موسوی( موسولینی) تعلق می گیرد. ایشان طی مکاشفات توهم آمیز خود با جناب خرزو خان، به تقلب در انتخابات پی برد و هم اکنون ماههای متمادی در کف اثبات جابجایی یک رای مانده است. ایشان در یک عمل توهم آمیز خود را رییس جمهور ایران خواند که این عمل مورد اعتراض شدید مهدی کروبی قرار گرفت. ایشان تا کنون بارها و بارها تحت درمان قرار گرفتند ولی تا کنون هیچ نشانه ای دال بر بهبودی مشاهده نشده. وی همچنین بارها به انحاء مختلف از خانه سالمندان به ارسال پیامهای تهدید آمیز علیه نظام پرداخته است. - جایزه کلاغ بلورین اولین جشنواره زنان جادوگر در عرصه های جادو و جنبل- خرافات گویی- رمالی و کف بینی- سحر و ورد خوانی- ساخت طلسم و.... به «خرافاتی ترین» زن تاریخ جهان از دوران «پالئوزوئیک» تا کنون به خانم فول پروفسور نژاد پرست « ام الکوکب موسوی» معروف به زهرا رهنورد کاظمی تعلق گرفت. ایشان در اظهار نظری فاشیستی اعلام کرد که ترکها باید به فرزندشان و لرها به دامادشان رای بدن. این عمل مورد اعتراض کروبی قرار گرفت و اعلام کرد: من و همسرم هر دو لر زبانیم. پس لرها به دامادشان و لرها به فرزندشان رای بدن. این خانم خرافاتی همچنین عدم بروز این نوع رای دهی پیشرفته را اصلی ترین دلیل تقلب دانست و امیدوار است با تکمیل مطالعات روشنفکرانه خود، به زودی به ساخت و یا کشف طلسم جادویی معروف خود جهت براندازی نظام دست یابد. لازم به ذکر است ملت ایران به فرزند واقعی خود رای داد و همین امر موجب شد تا کاهن بزرگ معبد دستور تخریب اموال عمومی را صادر کند. - جایزه «بیچاره ترین و سیاه شده ترین» بانوی عالم سیاست در قاره آسیا و حوزه دریای کارائیب به بانو «عفت مرعشی» تعلق گرفت. ایشان که به واسطه رصد چندین ساله اوضاع سیاسی ایران به شکست سیاسی خود و فرزندانش اطمینان داشت، از همان ساعات اولیه رای گیری به صدور دستور«خیابان ریزی» اقدام نمود. لازم به ذکر است در قاموس و فرهنگ لغت فاشیسم، واژه خیابان ریزی در هنگامی به کار می رود که «افراط و استبداد» در مقابل« رای و عقلانیت سیاسی» مردم شکست بخورد. این واژه به عنوان تسکین درد نخبگان حامی هیتلر و استالین در هنگام شکست سیاسی بکار می رود. در حقیقت این واژه نوعی از برگزاری انتخابات است که صندوق رای و رای مردم هیچ تاثیری نداشته و تنها نقش فرمایشی و تزئینی را دارند. پس در این هنگام آقازاده ها و خانم زاده های خواص و نخبگان به تنبیه و سرکوب مردم می پردازند تا دفعه بعد بهتر انتخاب کنند. - جایزه « مایوس ترین» بانوی سیاسی در خاندان کارگزاران دارندگی، به بانوی دلسوز انقلاب مخملی و فعال در کلیه تجمعات ۱۰ نفره با بالا «فائزه هاشمی» تعلق می گیرد. این بانوی عظیم الپارتی قبل از انتخابات بدون اجازه خانواده خود مقداری پول خورد از حساب منزل برداشته و مانتوهای سبز رنگ به تعداد زیاد میده مردم. ولی وقتی کاندیدشون رای نیاورد، به خاطر لو رفتن جریان از رفتن به خونه ترس و شرم داره و تا کنون متواری می باشد. یکی از اعضای خونشون به همرا ه برادرش اعلام کرد: تا پولو نیاوری حق نداری بیای خونه، دیگه خارج بی خارج- رانت بی رانت. وی به شدت دنبال شناسایی کسانیست که از وی مانتوی سبز گرفته اند تا مانتوها را گرفته و کمی از داغ مصائب خود بکاهد. وی بعد از برگزاری همایش بانوان فیروزه ای در قبل از انتخابات اینک به دنبال برگزاری همایش بانوان سیاهپوش می باشد. - جایزه «باحال ترین» سوتی سال ۸۸ به سوتیهای بی شمار مهدی کروبی تعلق گرفت. در همین راستا بسیاری از انتشاراتی های مهم جهان جهت فروش کتابهای طنز خود اقدام به چاپ گسترده سوتیهای وی به زبانهای مختلف نموده اند تا زمینه شادی روانهای افسرده مردم بعد از بحران مالی جهانی را ایجاد کنند. با چاپ این کتاب هم اکنون شادی بی سابقه ای سرتاسر جهان را فراگرفته است. تا کنون پیامهای تبریک و تشکر بسیاری از دارالمجانینها- کلینیکهای روانپزشکی های سراسر جهان و همچنین زندانیهای محکوم به عدام جهان برای ایشان ارسال شد و قول دادند تا در انتخابات بعدی به ایشان رای بدهند. همچنین فرمانده نظامیان افسرده آمریکایی در عراق نیز خواندن این کتاب را برای روحیه سربازان آمریکایی لازم اعلام نمود. - جایزه کدوی طلایی به بیشترین کاربرد یک کلمه از سوی یک نفر به « لکنت زبان دارترین» سیاستمدار تاریخ جهان یعنی موسوی تعلق گرفت. این فرد که ادعای زیادی در سخنوری در جمع پیرزنها و جمعهای یک نفره و جلو آینه دارد، در مناظره تاریخی 13خرداد به بیماری لکنت زبان دچار شد و دچار رعشه اعصاب و اندامهای حسی- حرکتی شد. وی در یک حرکت حماسی و تاریخی حدود 41 بار در 40 دقیقه از کلمه چیز استفاده کرد که مورد اعتراض موشهای انگلیسی زبان قرار گرفت. آنها اعلام کردند: موسوی با استعمال کلمه پنیر در شرایط بحران اقتصادی جهان باعث تحریک اشتهای ما می شود و ما نیز توان خرید پنیر را نداریم». لازم به ذکر است بعد از آن حماسه تاریخی تا کنون تلاش کلیه پزشکان- روانپزشکان و.. برای معالجه لکنت زبان وی ناکام مانده و روان پزشکان از وی و اطرافیانش خواستند تا هیچگاه در مقابل وی اسم احمدی نژاد را نبرند- عکس و تصویر یا صدای وی را به گوش و چشمش نرسانند و در ضمن جهت تسکین روحیه شکست خورده و ضعیف موسوی از وی خواستند در تنهایی و خلوت حرفهای بزرگ و ادعاهای کلان کند و دیگران را تهدید کند. همچنین از اطرافیانش خواستند مرتبا افرا بیکار و جویای کار را اجیر کرده و به عنوان فعال سیاسی- فعال اجتماعی و... به حضور وی بیاورند تا برایشان صحبت کند و کم کم به دوران قبل از انتخابات برگردد. - جایزه دروغگوترین سیاستمدار به جناب شیخ مهدی کروبی به خاطر ادعاهای واهی و اثبات نشده شان در بعد از انتخابات- جایزه عجیب ترین رویداد سیاسی به انتخابات ۴ نفره ایران اهدا شد که در آن یکی از کاندیداها با زحمات و فداکاریهای دوستان شفیق خود مانند کرباسچی، به مقام پنجم نائل شدند که تا کنون در نوع خود بی سابقه است و ریاضی دانان بسیاری برای حل این مساله ناکام مانده اند- چایزه باهمت ترین کاندید انتخابات به جناب خرزوخان اهدا شد که علی رغم عدم همکاری صدا و سیما در دادن تریبون، عدم مناظره با کاندیداها، عدم برپایی سخنرانی و نداشتن ستاد و... توانست به مقام چهارم دست پیدا کند و مدعی ترین کاندید انتخابات را با اقتدار پشت سر گذارد- جایزه جالبترین نقاشی کودکانه و تخیل آمیز، به نقاشی جناب موسوی تحت عنوان « آمار تورم» در شب مناظره با جناب کروبی اهدا شد که مورد استقبال فستیوالهای کودک و تخیل قرار گرفت. همین مطلب در سایت خبری- تحلیلی شیرازه مطلب مرتبط: سوالات بی پاسخ سال 88 سه شنبه هفدهم فروردین 1389 :: 0:59 :: نويسنده : مصطفی نمازیان
بنام خدا انتخابات جدید عراق در حالی به پایان رسید که هم اکنون از عراق اخبار جدید و داغی در خصوص ادعای تقلب به گوش می رسد. در همین حال یکی از نماینده های تکریت به نام « سید الحسین الموسوی التکریتی» طی بیانیه ای به تقلب گسترده در انتخابات عراق اشاره کرد و از هوادران خود خواست برای شادی روح صدام حسین به خیابانهای بغداد و حومه بریزند و اعتراض خود را به هر شکل ممکن به گوش مقامات عراقی برسانند. «سیدالحسین الموسوی التکریتی» که داماد صدام نیز می باشد، در بیانیه خود آورده است: مردم شریف تکریت، دولت نوری المالکی با جادوگری، سحر، فالگیری، رمالی، طلسم، اسطرلاب، رمل و.. هر وسیله ممکنی که قبل از انتخابات برای رای آوردن به آنها متوسل شده بودم، دست به شعبده بازی گسترده در انتخابات زده و در حال حذف تفکرات صدام حسین عزیز از صحنه سیاسی کشور می باشد. آن موقع که ما برای حفظ انقلاب عراق به کشتار مردم مشغول بودیم، اینها کجا بودند؟ چرا به عزیز صدام توهین می کنید؟ چرا به من رای نمی دید؟ کسانی که هیچ نقشی در کشتارها نداشته اند اینک میراث دار عراق شده اند. از نظر من کسی که دستش به خون کسی آغشته نشده، حق حضور در صحنه سیاست عراق را ندارد». همچنین « سیده ام الکوکب موسوی» معروف به « سیده سبیل(راه) نورد» همسر سید التکریتی در بیانیه ای که با همکاری جمعی از روشنفکران بمب گذار انتحاری نوشته است، ضمن بیان اعتراض شدید خود به مهندسی، کاردانی، کارشناسی، پزشکی، لیسانس، ناظر طرح، پیمانکاری، اوستابازی، سرکارگری و.. انتخابات عراق توسط دولت مالکی، اعلام می کند:« انا تکریتی، بنت صدام حسین(ره) و مردم تکریت هیچگاه دامادشان را رها نمی کنند تا به بصره ایهای رای بدن و سیدالموسوی نیز اصالتا اهل الانبار است وآنها هیچگاه به کرکوکیها یا کاظمینی ها رای نمی دن. تقلب در انتخابات رخ داده و متاسفانه مدارک من در جریان یک بمب گذاری از بین رفته است». هم چنین از معترضان خواست با حمله به حرم اومه معصوم در عراق که به عنوان پایگاههای رای گیری از عمده مکانهای تقلب بودند، اعتراض خود را به شکل کاملا مسالمت آمیز و مدنی!!! نشان دهند. « شیخ المهدی الکروبی المجنون المجهول» بزرگ خاندان و عشیره « المفتیون و الخنگون فی سیاست» طی بیانیه ای خواستار لغو انتخابات و اردو کشی خیابانی و بیایانی شد. وی از نوری المالکی خواست تا مجوز برگزاری یک تجمع در بیابانهای عراق را به وی بدهند تا مشخص شود چه کسی بیشتر نیرو دارد. وی همچنین اعلام کرد: متاسفانه دولت عراق بسیاری از یاران صمیمی و قدیمی من را در سیاهچالهایی به نام تیمارستان بستری نموده است و این یعنی نقض آشکار حقوق بشر». وی همچنین مدعی شد که در زندانهای عراق به متهمین تجاوز می شود و آنوقت الکی و به دروزغ اینها را به گردن سربازان خداجوی و مومن آمریکایی می اندازند. «سید المحمد الخاتمی آل توهم» بزرگ خاندان « آل سقوط» در بیانیه ای ضمن اعتراض به دستگیری مبارز انقلابی به نام خرزو خان، اعلام کرد: متاسفانه سالهاست که ما هنوز خروزخان عزیز را ندیدیم و دولت عراق تنها نواری در اختیار ما قرار داده است که صدای وی را شنیدیم تا به دروغ به ما اعلام کند که وی زنده است. بنا بر اطلاع من از منابع موثق هم اکنون از سیمای ایران فیلمی به نام شبهای برره پخش می شود که در آن صدای خرزوخان پخش می شود و این نشان از همکاری ایران با پروژه حذف جریان اصیل و مردمی « صدامطلب» دارد. عصر امروز سیدالموسوی التکریتی- سید المحمد الخاتمی و شیخ المهدی المجنون با حضور بر سر مزار صدام حسین، ضمن قرائت فاتحه، در مجلس ختم چند تن از حاضرین در اغتشاشات عراق شرکت کردند و در پایان نیز با خود اغتشاشگران دیدار کردند. وی در بیانیه اول خود خواستار تشکیل و تداوم جبهه «جرص (جنبش راه صدام)» شد و خواستار آزادی بی قید و شرط ابو مصعب الزرقاوی شد. در بیانیه وی آمده است:« گیرم که منافقین عزیز را به ناحق از سرزمین آبا و اجدادیشان بیرون کردید، گیرم که ابومصعب الزرقاوی را گرفتید، گیرم که حال من رو گرفتید، با عزیزان خداجوی القاعده و طالبان چه می کنید؟ با کمربندهای انتحاری چه می کنید؟ با کامیونهای بمب گذاری شده چه می کنید؟ با کروبی و خاتمی چه می کنید؟ و..» - سیدالموسوی التکریتی عصر امروز به همراه چند تن از یاران و اعوان ستادش همچون « فائزه الهاشمی الاشتر سوار»-« غلام الحسین الکرباسچی آل چاخان» و.. به دیدار سربازان آمریکایی آزاد شده از بند زندانهای عراق رفته و مراتب همدردی خود را با آنها اعلام کرد. هم چنین « باراک اوباما» یکی از سربازان زندانی به شیخ المهدی الکروبی گفت که در زندان « ابوغریب» و « گوانتانامو» به من و سایر دوستانم تجاوز شده و اسناد آنرا انشاله چند سال بعد به دستت می رسانم. شیخ المهدی نیز قصد پیاده روی از موصل به کربلا را داشت که به علت ترس از حملات تروریستی و همچنین ترس از فراموشی مسیر کربلا، از تصمیم خود منصرف شد. گفتنیست که شیخ المجنون به علت عدم آشنایی با مقامات عراقی، تا کنون نفهمیده که باید به چه کسی نامه اعتراضی بنویسد. وی همچنین تا کنون مورد اعتراض شدید بسیار از دانشمندان و اساتید ادبیات عرب کشورهای عرب زبان دنیا قرار گرفت است زیرا فرق دریای سیاه و مدیترانه را نمی داند!!!. « دکتر المحصون الحماد بن تابان» طی نامه ای به آیت الله سیستانی خواستار ایجاد وحدت ملی در کشور عراق به کمک همه گروههای سیاسی، نظامی، انتحاری شد. وی در این نامه نوشت: اینک به شکرانه این نعمت انتخابات- حضور مردمی و کشف چند نابغه سیاسی در صحنه عراق، بر شما لازم است هرچه سریعتر تمامی زندانیان را آزاد کنید و همه گروهها از بعثیون- سربازان خداجوی آمریکایی- احزاب سکولار- سلفیون و.. به دیدار شما بیایند و وحدت انجام شود. الان بهتر است شما برید نمازجمعه و بقیه هم بیان پشت سر شما نماز بخونن تا همه چی تمو بشه به خیر و خوشی. هرچه بمب گذار دستگیر شده هم آزاد بشن برن سر کار و زندگیشون». سیدالموسوی التکریتی نیز در بیانیه ای اعلام کرد: هدف از بمب گذاری دوستان من، کاهش جمعیت عراق و کمک به رشد اقتصادی این کشور است. شعارهای هواداران سیدالحسین التکریتی: اگه تقلب بشه بصره قیامت میشه. این راءینا(رای ما کو)؟ منافق آزاده رجوی آواره آزاد باید گردد مالکی دورغگو 85درصدت کو صدام کجایی دومادتو چیزوندن. مطالب مرتبط: هفت سین سران فتنه چهارشنبه نوزدهم اسفند 1388 :: 8:30 :: نويسنده : مصطفی نمازیان
![]() معصومي نژاد خبرنگار 51 ساله واحد مرکزي خبر در رم مي باشد ايشان همواره فردي شايسته و انقلابي بوده اند که در اهم راهپيمايي هاي انقلاب شرکت داشته و همچنين در جنگ تحميلي ايشان بزرگ مردي شجاع در اذهان شناخته شده است . همه خبرهاي ايشان را از رم به خاطر دارند. خبر هايي چون خبر رسوايي اخلاقي برلوسکوني تا ورشکستگي و بحران مالي ايتاليا. و اينک در زماني که اذهان عمومي جهان متوجه شور و حال بسيار مردم در حمايت از دولت و نظام جمهوري اسلامي و رسوايي دشمنان قسم خورده ايران بود نا گهان با کار بسيار خنده دار و بچه گانه دولت ايتاليا اقدام به دستگيري ايشان کرده و با تهمت هاي وارد به اين خبرنگار متعهد خواسته تا کوس حماقت دفاع از سياستهاي متعفن آمريکايي و انگليسي را اثبات کند و در اين راه نا بخردانه بار ديگر خود را پيش افکار عمومي رسوا ساخته است . بايد گفت که اين گونه اعمال جز رسوايي براي اين دولتهاي سپرده و تحت سلطه غرب سودي در بر نخواهد داشت هر چند که ما مي دانيم اين خبرنگار ازاد خواهد شد و اتهامات وارده شده نا صحيح و ثابت نشدني است و ما ضمن محکوم کردن عمل زشت دستگيري حميد معصومي نژا خواستار خاتمه گرو کشي سياسي سياستمداران پير وسر شکسته غربي مي باشيم. از تمامي دوستان دوشنبه هفدهم اسفند 1388 :: 6:43 :: نويسنده : مصطفی نمازیان
“و لا تهنوا و لا تحزنوا و انتم الاعلون ان کنتم مومنين؛ و سستي مکنيد و غمگين مشويد که شما برتريد اگر مومن هستيد”(آل عمران139/) - نمي دانم آقايان از كدام بحران سخن مي گويند؟ آيا بحران ملي است يا شخصي؟ آيا مردم در ايجاد اين بحران نقش داشته اند يا به اصطلاح نخبگان؟ اگر خود نقش داشته اند پس چرا این همه جار و جنجال می کنند و مردم را درگیر بازیهای سیاسی و خانوادگی خود می کنند؟ چرا با جار و جنجال بیهوده مطبوعاتی به وحدت ملی واقعی شکل گرفته در 22خرداد ضربه می زنند؟ مگر نه این است که در فاصله یک هفته ای 22خرداد الی 29، موضع گیری های قاطعانه و ضعیفانه خود را نمایان کردند؟ مگر نه این بود در شرایطی که رهبر معظم انقلاب با چشمانی اشکبار، آبرو و جان و تن خود را فدایی صاحب الزمان دانستند، بسیاری از خواص بی خاصیت در بیوت و دفاتر و منازل خود به خواب غفلت و بی عرضگی رفته بودند؟ مگر نه این است که عده ای در همان دوران سعی داشتند با عدم موضع گیری یا اتخاذ مواضع دو پهلو، بار سیاسی خود را برای کسب آراء دوره یازدهم ریاست جمهوری به عنوان یک چهره معتدل!! و مقبول الطرفین!! کسب کنند؟ آیا تنها گذاشتن علی از سوی کسانی که سابقه همراهی با پیامبر را داشتند قابل قبول است؟ - در واقع ریزشها و رویشها به لحاظ اجتماعی، یکی از شاخصههای پویندگی و میرندگی جریانات فکری و سیاسی است. همیشه ریزش وجود دارد و رویش هم همیشه هست اما نکته این است که چه میزان ریزش و چه میزان رویش اتفاق میافتد؛ این مهم، تعیینکنندهاست. گاهی ریزش به وقوع میپیوندد اما در مقابل، رویشها بازتولید نمیشوند؛ یعنی ممکن است دو سه نفر هم بپیوندند ولی تعدادی که خارج میشوند، بیش از آن است. در قاموس خط امامیهای تازه به دوران رسیده، یاران امام از هر گونه سوال و جواب حتی در روز قیامت در امانند!!، و از لحظه با امام بودن تا آخر عمرشان هیچ یک از اعمالشان ثبت و ضبط نمی شود. ریزش واقعی در این دوره از آن کسانی بود که سالها با نام امام، نان خورده بودند. - بعد از انقلاب، جریانهایی که بهدنبال حکومت اسلامی بودند، بهتدریج از جریان اصلی کَنده میشوند و همزمان نیز رویشهایی اتفاق میافتد. دلیل برخی ریزشها به آدمهایی برمیگردد که به این جریان میپیوندند اما لزوماً هستهٔ اصلی فکر و جریان را درک نمیکنند و یا براساس هستهٔ اصلی به جریان نمیپیوندند. به همین دلیل شاهد فاصله گرفتن کسانی هستیم که به درستی درک کرده بودند قطار انقلاب را اشتباهی سوار شده اند. این جماعت اکنون سالهاست به خاطر عدم بازتولید گفتمان جدید از یکسو و از سویی دیگر تکیه شدید بر مبانی متحجرانه و فاشیستی به ارث برده از سالهای دهه 60 خود، هنوز موفق به درک شرایط و رویدادهای بعد از انتخابات نشده اند. حقیقت امر این است که سرعت تحولات رخ داده بعد از حماسه 3 تیر 84 بسیاری از سیاسیون را در شوک و بهت نگه داشته و عدم ارائه تحلیل یا ارائه تحلیل غلط نشان دهنده عقب ماندن این قشر محافظه کار از تحولات سیاسی کشور می باشد. جایی که مردم به واسطه پیوند بی واسطه- خالصانه و به دور از منافع قدرت –ثروت با ولایت فقیه، به خوبی در متن حرکت های بعد از 3تیر 84 قرار گرفته اند و حتی در بسیاری موارد سکان این کشتی را از دست «ناخدایان غافل ومشتاقان جزیره های دست نیافتنی آرامش» گرفته اند. اینک به خصوص بعد از حماسه 3 تیر شاهد داد و بیدادهای غرق شدگان در امواج ملت می باشیم که به هر راه و ترفندی سعی در جلب حمایت مردم دارند و چه راهی بهتر از مصاحبه، نامه نگاری و نسخه پیچی برای مردم و نقلاب!!!. درحقیقت آنچه این روزها در سایتها و رسانه هایی همچون کلمه، جرس، آفتاب نیوز، تابناک و.. شنیده می شود، ناله های ملتمسانه شکست خوردگانیست که قصد داشتند کشتی انقلاب را به تنهایی در مسیر ناخواسته خود هدایت کنند. چه زیبا فرمود عارف سیاستمدارمان که: روزی که بین مردم و مسئولین فاصله بیفتد آنروز مرگ انقلاب فرا می رسد. این بار در حالی که به اصطلاح خواص فضای سیاسی را بنا بر مصلحتهای خودساخته راه کردند، این مردم عادی و عوام بودند که به ایفای نقش تاریخی خود پرداختند و بار دیگر به جایگاه واقعی خود در جامعه اسلامی دست یافتند. از 3 تیر به این سو شاهد تغییر جایگاهی تاریخی بوده ایم: خواص به خاطر حرکات و مواضع عامیانه خود به جایگاه عوام و مردم به خاطر ایفای نقش به جایگاه خواص دست یافتند. این پیوند عقیدتی و مستحکم مردم با رهبری و ارتباط بی واسطه با رهبر-به دور از سفارشات وبیانه های بی اثر خواص و احزاب شبیه آنچه در دعدت به شرکت در انتخابات، راه پیمایی و.. انجام می دهند- به تعبیر غرب همان پوپولیسم است. پوپولیسم نماد تضاد و تقابل با فرد محوری و نخبه گرایی رایج در سیاست غرب. - فرزند انقلاب بودن، به این معناست که یک جایی در جریان انقلاب بودهاند، درست است اما به این معنا که صاحبان اصلی انقلاب باشند، غلط است. هیچ انقلابی صاحبان اصلیاش را نخوردهاست. اتفاقاً در نزاعهای مربوط به انقلابها، صاحبان اصلی - صحیح یا ناصحیح - توانستهاند جریانهای دیگر را کنار بگذارند. دلیل این امر آن بود که قدرت مردمی داشتند. در بسياري موارد شاهديم كه تحرك و جنبشهاي مردمي در قالب تحصنات گسترده، حضور آگاهانه در انتخابات و..به نقش آفريني مردم در حذف جريانات سياي كمك مي كند وعملا نشان مي دهد كه مردم كنار نهنده جريانات هستند و نه دولت و دولتيان. در انقلاب اسلامی نیز شاهد بودیم که ضد انقلاب در صدد حذف انقلابیون برآمد. فرزند انقلاب بودن در پیوند عقیدتی با مبانی انقلاب شکل می گیرد نه در سابقه همراهی و.. در شرایطی که بسیاری از خواص شکست خورده و بریده از مسیر پر پیچ و خم انقلاب از قطار حرکت ملی جا مانده اند، باید به سخن الهی رجوع کرد که می فرماید: فضل الله المجاهدین علی القاعدین. فرزانه و عارف واصل، امام سید روح الله خمینی با پیش بینی چنین روزها و مسائلی، زبان به سخن می گشاید تا می رسد به اینجا که: - «... آنها دست برنمى دارند از ايران، نه از طرف شرقيها و نه از طرف غربيها، و با هركوششى كه دارند مىخواهند نگذارند كه اين مملكت سر و سامان پيدا بكند. همه شلوغيهايى كه الآن درست مىكنند با دست آنها دارد درست مىشود، همه جا آشفتگي هايى كه پيدا مىشود با دست آنها درست مىشود و پيدا مىشود كه نگذارند يك آرامشى بشود و يك سامانى پيدا كند مملكت».
« اين امور بايد با دقت ملاحظه بشود. در اين نطق هايى كه اينها مىكنند دقت كنيد كه اينها يك خرده ريزهايى دارند؛ با آن خرده ريزها مىخواهند اغفال كنند مملكت و ملت شما را». - کافی است یکبار روشنفکر قلمداد بشوی و این مدال بر سینهات نصب شود، آنگاه تا ابد از مزایا و عواید آن بهرهمند خواهی بود. شاید همین جایگاه مادامالعمر و تقدس مدرن و تریبون غیر پاسخگو است که موجب شده برخی روشنفکران همچون دیکتاتورها به خود جرأت دهند که چنین بی مهابا حدود و ثغور اخلاقی را زیر پا بگذارند. وای به حال ملت آن روزی که چنین روشنفکرانی به قدرت دست یابند و بخواهند این همه خشونت کلامی را در مرحله عمل به اجرا گذارند!. دیکتاتوری یک پدر در خانواده, یک معلم در کلاس درس, یک سردبیر در یک روزنامه و یک روشنفکر در محیطهای روشنفکری ماهیتا هیچ تفاوتی با دیکتاتوری در عرصه حکومت ندارد. آزادی و عدالت آنگاه می تواند در جامعهای مستقر شود که روشنفکران و نخبگان آن جامعه هم فروتنانه بپذیرند که بخشی از مشکل هستند و نه تافته ای جدا بافته و از آسمان افتاده. - «حق هر جا هست باید دنبالش رفت و او را با آغوش باز پذیرفت ، ولو برخلاف نظرخود من هست . و باطل را هر چه هست و از هر كس صادر بشود باید نپذیرفت به عنوان اینكه باطل است . اشخاص و گروهها و اینها را باید كنار گذاشت ، حق و باطل را ملاحظه كرد. آن وقت هم برای اثبات حق و ابطال باطل اگر انسان گرفتار بشود به عصبانیت وعرض می كنم غیظ و غضب كردن ، نه می تواند حق را به دست بیاورد؛ و نه می تواند باطل را ردش كند.» سخنان امام خميني در ديدار نمايندگان مجلس 6خرداد 1360 - اما سخنی جدی با موسوی، کروبی، خاتمی، رهنورد: در مقام بیان مسائل و رد مسائل ، انتقاد و تكذیب ، به آنجا نرسد كه قوه عقلیه كنار، و با قوه غضبیه انسان وارد میدان بشود. بار دیگر جمله تاریخی دکتر شریعتی را در وصف این کوته بینان متحجر بیان می کنم: خدایا عقیده ام را از عقده ام مصون بدار. « همه اینهایی كه فاسد هستند بتدریج فاسد شدند؛ هیچ كس یكدفعه فاسد نشده است . و هیچیك از ماها هم تصور نكنیم كه مامون از این هستیم كه فاسدبشویم . همه در معرض فساد هستیم . همه ما دست به گریبان شیطان [هستیم . ] و خصوصاشیطان نفس ، همه گریبانمان به دست اوست ». - " خمینی را اگر دار بزنند تفاهم نخواهد کرد با سر نیزه نمی شود اصلاحات کرد. با نوشتن " خمینی خائن" به دیوارهای تهران که مملکت اصلاح نمی شود! دیدید غلط کردید؟ دیدید اشتباه کردید؟ خاضع به احکام اسلام شوید." عاقبت ائتلاف با منافقين هرچند بالاخره رهبر معظم انقلاب در دیار تاریخی خود با خبرگان رهبری صراحتا بر فاصله گرفتن سران متحجر فتنه از مبانی انقلاب و نظام تاکید کردند و راه را برای حضور دوباره آنها در صحنه سیاسی نظام بستند، ولی سالها پیش نیز چنین رفتاری را از سوی حضرت روح الله در برخورد با متحجرا نلیبرال مسلک شاهد بودیم: - متأثرم از اين كه با دست خودشان اينها گور خودشان را كندند، من نميخواستم اين طور بشود. من حالا هم توبه را قبول ميكنم، اسلام قبول ميكند... حالا هم بروند توي راديو، بروند توي تلويزيون توبه كنند، بگويند تا حالا خطا كرديم، اشتباه كرديم مردم را دعوت به شورش(دعوت جبهه ملي از مردم براي راهپيمايي بر عليه لايحه قصاص كه حكم ضروري اسلام است ) كرديم، غلط بوده، خلاف اسلام بوده، خلاف قوانين كشوري بوده، تأييد كرديم، ائتلاف كرديم با گروه منافق. - من چندين بار به اين آقا گفتم.( بنيصدر رئيس جمهور وقت) آقا اين جمعيت تو را به باد فنا ميدهند و اين افرادي كه دور تو جمع شدهاند، بعضي از اينها يك گرگهايي هستند كه تو را به باد فنا ميدهند. گوش نكرد، حالا هم دير نشده، آقاياني كه متدينند(افراد نهضت آزادي) اعلام كنند به اين كه اين دعوت به راهپيمايي، دعوت بر ضد اسلام است، چنانچه صريحش اين است و آن آقا هم بروند عذرخواهي كنند از ملت، بگويند ملتي كه به من رأي داد، من مطابق رأي آنها عمل نكردم، از حالا به بعد ميكنم.( صحيفه نور، ج 15، ص 19 (25/3/1360 ) - این موضع گیری مقام معظم رهبری و حضرت امام خمینی برخواسته از ویژگیهاییست که ولی فقیه را از یک عالم و حتی مجتهد دیگر جدا می کند. ولی فقیه باید در مسیر رضای حق حرکت کند نه در مسیر رضایت مردم. امام راحل (ره) در این باره می فرمایند: “اين فقيه است که زير بار ديگران و تحت نفوذ اجانب نمي رود و تا پاي جان از حقوق ملت و از آزادي و استقلال و تماميت ارضي وطن اسلام دفاع مي کند. فقيه است که به چپ‘ و راست انحراف پيدا نمي کند”. در جریان رقابت انتخاباتی امسال، موسوی بی وقفه سه معیار برای نقد و تخطئه دولت احمدی نژاد معرفی می کرد: صداقت، قانون و عقلانیت. اما این فرد دروغگو به هیچ یک از این امور پایبند نبود تا بار دیگر روح ماکیاول به پرورش چنین شاگردانی!!! افتخار کند. روانشناسی فردی و روحی- روانی امثال خاتمی، کروبی، موسوی، رهنورد، مهدی - یاسر- فائزه و عفت مرعشی، فرزند شهید بهشتی، برخی نان از نام پدر خورها و.. یک نتیجه کلی را به ما نشان می دهد: «به هذيان خود بزرگ بيني و خودشيفتگي جمعي مبتلا شده است» - كسي كه استبداد رأي داشته باشد، جايگاهش دوزخ است. كلمه استبداد رأي از جمله كلمات مذموم در فرهنگ ديني اسلام اعم از شيعه و سني است. آن چه در مقابل مورد تأكيد قرار گرفته اين است كه ببينيم حق تعالي چه ميگويد نه اينكه ما چه ميگوييم نه اینکه پسر فلان شخصیت، نوه فلان شخصیت و.. چه می گوید؟ فرموده مولا را همیشه در جان و یاد خود حفظ کنیم که: «حق را با افراد نسنجید بلکه افراد را با حق بسنجید». يعني به جاي اينكه رأي من حاكم شود، بايد رأي حق حاكم شود، چه بر گروه چه بر كل امت اسلامي. حق بگوييد اگر چه به زيان شما باشد. در زمان عمر از وي نقل ميكنند كه گفت: خليفه جايگاهش اين است كه اگر كسي خطا كرد، او را به راه راست بياورد و اگر من خطا كار باشم شما چه ميكنيد؟ يكي از حضار در جواب پاسخ داد كه با همين شمشير كج، راستت ميكنم. - استبداد يعني تحمل عقيدهاي بر خلاف اعتقادات مردم كه بالطبع بايد با زور صورت گيرد. سراسر تاريخ اسلام پر است از حكومتهاي استبدادي كه بنام دين حكومت كردند.مثلاً بنياميه از شخصي بنام يزيد به عنوان اميرالمؤمنين ياد ميكنند. خلفاي ظلم و جور بنياميه، بني عباس و عثماني، امرايي بودند كه خود را جانشين پيامبر ميناميدند، در حال حاضر نیز صریحا استبدادی به نام خط امام و یار امام در حال حاکم شدن بر فضای سیاسی- مطبوعاتی می باشد که مجوز هرگونه عمل ضد منطق و عقل- ضد دین – ضد قانون و شرع و.. را به نام یار امام و خط امام می دهد اما بديهيترين اصول و قوانين و قواعد اسلام را كه صريح قرآن و سيره پيامبر بود، آشكارا زير پا ميگذاشتند. اما نکته پایانی را تقدیم می کنم به برخی آقایان مصلحت گرا و توجیه گران مجمع تحریف و تعریف مصلحت!!. «ديكتاتورها محصول مناسبات اجتماعي، اقتصادي و البته بين المللي هستند که به آنها اجازه به وجود آوردن سيستمي شبه فاشيستي را مي دهد». زنده باد آزادی از ثروت آزادی از نسب آزادی از قدرت زنده باد مردمسالاری دینی مرگ بر دیکتاتوری. مطلب مرتبط: گرافیکهایی علیه سب لجنی میرحسین همین مطلب در خبرنامه دانشجویان ایران سه شنبه یازدهم اسفند 1388 :: 0:46 :: نويسنده : مصطفی نمازیان
بنام خدا - ابتدا حماسه 22 بهمن را به آقازاده و خانم زاده و خانواده نا محترم راس فتنه به خصوص خانم محترم و ضد مردمیشان تسلیت می گویم. امیدوارم دیگر شاهد مصاحبه های بی دلیل و بی مورد امثال افراد ناچاری همچون پستچی و.. با رسانه های خودشان نباشیم که مرتب برای انقلاب نسخه بپیچند. در ضمن طبق منابع موثق شنیدیم که برخی روز 22بهمن در خانه و یا ویلایشان بودند و تلویزیون را خاموش کرده بودند. همچنین موسوی نیز ادعا داشت روز 22بهمن تقلب شده وحکومت مردم را به اسم 4شنبه سوری به خیابان آورده است. کروبی نیز ادعا کرد که حکومت قصد تجاوز به خاک دشمن و به خصوص اسراییل را دارد که مدارک این تجاوز آن به زودی ارائه می شود. رهنورد روشنفکر نیز ادعا کرد که لرها و ترکهای تهران نیز هیچگاه به راهپیمایی نرفته اند!!. - اما حرف اصلی من با جناب سید حسن خمینی می باشد. در اینجا به قدری ساده و صریح می نویسم که مافیای زرو زور و تزویر و حامیان دیکتاتوری فساد نتوانند هیچ برچسبی به من بزنند. به هیچ وجه از برچسبهای متحجرانی که بخواهند مرا ضد خط امامی بخوانند ناراحت نمی شود. چون در هیچ کجای صحیفه نور و فرمایشات ایشان ندیدم که از ضرورت مصونیت خانواده خود از هر نقدی سخن گفته باشند یا خانواده خود را مقدس جلوه داده باشند. بهتر است خاطره ای از بزرگواری و قانونمداری حضرت روح الله به نقل از کتاب 4 جلدی «پابه پای آفتاب» را به عرض دوستان عزیز و به خصوص مافیای قدرت و ثروت- مدعیان انحصار طلب و دروغین خط امام برسانم تا متوجه شوند که از امام واقعی تا امام مورد نظرشان چقدر فاصله است: - ماجرای شکایتنامهی دادیار خرمشهری که برای امام فرستاده چیست؟ یک شهروند خرمشهری شکایتی از امام کرده و آن طرف هم امام را نشناخته و نوشته بود جماران، آقای روح الله مصطفوی! ماجرای شکایت هم از این قرار بود که طرف نوشته بود: "من شهروند خرمشهری هستم. این آقا(منظور امام است) گفته که در خرمشهر بمانید و از شهر محافظت کنید. ما هم ماندیم و عراق حمله کرد و از این بابت قریب به نهصد هزار تومان ضرر کردیم و خانه و وسایل آن آسیب دیدند. لذا من از ایشان (امام) شکایت دارم." مرحوم احمد آقا خیلی ناراحت شد. من هم گفتم ببخشید، من از طرف او از شما معذرت میخواهم. این یارو حواسش نبوده و چنین کرده است. قضیه گذشت تا اینکه یکبار در خدمت امام بودیم که امام گفت: "آقای اردبیلی! قضیه شکایت این خرمشهری چیست؟ شما چه کار میکنید؟" آقای اردبیلی میگوید: من همیشه مطالب سخت را با زبان خاص و لطیفی خدمت امام مطرح میکردم و این بار هم دلم را به دریا زدم و گفتم: "آقا جان! اگر قرار باشد شما به این شکایتها ترتیب اثر بدهید، خلاصه چهل پنجاه میلیون نفر جمعیت ایران از شما شکایت میکنند. یکی قبل از انقلاب آسیب دیده، یکی پس از انقلاب، دیگری در جنگ و همین طور." امام گفت "نه! شما یک نامهای خطاب به من تنظیم کنید تا من هم دستوری بدهم و پول معتنابهی را برای جبران خسارت بدهم." - آیا در اینجا امام فرمود مثلا به بیت من توهین شده؟ یا اینکه بفر مایند برخورد حذفی با اندیشه های امام؟ برخورد با یاران امام؟ پروژه جناح اقتدار طلب برای برخورد با اندیشه های امام و.. از این دست مزخرفاتی که این روزها کسانی ( خاتمی- کروبی- صانعی- موسوی- مجمع روحانیون مبارز و مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه و..) بر زبان می آورند که در مقابل توهین صریح اکبر گنجی در خصوص اینکه« سرنوشت توتالیتر در موزه های تاریخ است و افکار امام نیز باید در موزه تاریخ جستجو شود» هیچ عکس العملی جز سکوت خفت بار از خود نشان ندادند. آری برای عده ای همچون مجید انصاری - محمد خاتمی- کروبی- موسوی و.. تنها نام امام و عکسهای یادگاری با ایشان ملاک برتری است. - این حرکت امام خمینی بی شک یادآور حرکت مولای متقیان در رفتن به دادگاه در پی شکایت یک شهروند از اقلیتهای دینی از ایشان می باشد. جایی که ایشان حتی قاضی را از نگاه و برخورد تبعیض آمیز برحذر داشتند تا مبادا عدالت علی زیر سوال برود. اکنون نیز به لطف امام سازی آقایان!!! حتی شکایت از فائزه هاشمی و مهدی هاشمی نیز توهین به خط امام تبدیل می شود( شکایت یک اقلیت دینی پیشکش، شکایت یک مسلمان را می گویم). آن یکی افتخارش این است که امام را از نزدیک دیده و این می شود دلیلی برای اختلاس خود و خانواده محترمشان- آن یکی به امام سلام کرده و این دلیل می شود که بر علیه ولایت فقیه مواضع غیر عقلی و افراطی بگیرد- آن یکی عکس یادگاری با امام داشت و این می شود دلیلی برای سوء استفاده از بیت المال. جالب اینکه هیچ یک از این آقایان شکست خورده و بی پناه سیاسی در مقابل تحریف اندیشه های امام در دوران تبلیغات انتخاباتی خم به ابرو نمی آوردند و فاتحانه به روزهایی می اندیشیدند که ولایت فقیه این یادگار گرانقدر سالهای مبارزات ایشان را از صحنه سیاسی ایران اسلامی حذف کنند. گرچه امام هیچگاه نفرمودند که پشتیبان بیت من باشید تا به مملکت آسیبی نرسد امام فرمودند که: پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما آسیبی نرسد. در این سو آقایان خط امامی نیز در جواب این سخن تحریف شده امام!!! بیان کردند: دشمن ولایت فقیه باشید تا به مملکت داری ( مرد مسواری) شما آسیبی نرسد. - در پی پخش مستند زیبا و دلنشین« شاخص» از سوی صدا و سیما در ایام الله دهه فجر، سید حسن خمینی بی خبر از همه جا و به توصیه نزدیکان سیاسی خود، به جای حمایت از توجه دیر هنگام صدا و سیما به فرمایشات تاریخی و صریح ایشان در برخورد با مسائل روز، نگرانی خود از تحریف شخصیت ساختگی و مورد نظرشان از امام را اعلام کرده و خواستار قطع این برنامه می شود( البته باید گفت که مشابهت شدید برنامه های پخش شده با اوضاع واحوالات بعد از انتخابات و تشابهات نقش افراد در این دو بازه زمانی عامل ترس جریانی شد که روزی شعار می داد: دانستن حق مردم است- باید افکار امام را به مردم ارئه داد- دولت و نظام در حال نابودی افکار امام هستند و..). بلافاصله جریان شانتاژ باز خبری دست به کار می شود و بیت امام را به رویارویی با صدا و سیما می کشانند. اما چند نکته: 1- بیت امام تنها در حکم فرزند و یا نوه ایشان محسوب می شود نه علمدار راه و منش ایشان. اما اینکه آنها پرچمدار این حرکت باشند نیز بسیار امر میمون و پسندیده ای است. لازم به تذکر است تفکر امام و دفاع از آن قرار نیست در بیت ایشان محصور بماند بلکه امروز از آمریکای لاتین الی آفریقا و جهان اسلام شاهد گسترش تفکرات خمینی کبیر می باشیم که بیت ایشان هیچ نقشی در فراگیر شدن این حرکت یا نقش مانع در گسترش آن ندارند. تفکر امام هیچگاه بیت محور یا فامیل محور نبوده و این خصیصه بارز حتی در تفکرات و سیره مرحوم سید احمد خمینی در توصیه به سید حسن خمینی مشاهده می شود. برای ایشان انجام تکلیف و حفظ این نظام از اهم مقاصد بوده است. 2- در دوران زندگانی پیامبر عده ای از اشراف متحجر و مستبد بر آن بودند که پیامبر را نماینده قریش به تنهایی یا قوم عرب بدانند اما ایشان در یک مورد فرمودند که من از عربم و عرب از من نیست ودر مورد دیگر با جمع کردن صهیب رومی-- بلال حبشی در زیر یک پرچم به نام اسلام نشان داد که گسترش اسلام بر پایه تفکرات نژادپرستانه همچون هگل و ابن خلدون نیست. حتی ایشان در مورد سلمان فارسی که اصالتا ایرانی بودند جمله معروف خود را می فرمایند که: سلمان از ما اهل بیت است. این تفکر پیامبر کجا وتفکر متحجران امروزی که ملاک خط امام را در بیت ایشان جستجو می کنند. اگر قرار بود این تفکرات متحجرانه از صدر اسلام تا کنون پابرجا باشد، اینک هیچگاه شاهد شهادت امثال حر و دیگر یاران امام حسین که از بیت ایشان نبودند نمی بودیم. اینک باید به تقدس همسر خائن امام حسن می پرداختیم- پسر نوح را می پرستیدیم و عموی حضرت ابراهیم را ستایش- جعفر کذاب را از معصومین می پنداشتیم- ابوجهل و ابولهب را به نیکی در دعای توسل یاد می کردیم. - مخاطبان امام در بیانات حماسی و فرمایشات انقلابیشان همیشه مردم- امت اسلامی- جهان اسلام- جهان مستضعفین و.. بوده اند نه بیت. اگر قرار بود ایشان برای پابرجایی و حفظ بیتشان تلاش می کرد که هیچگاه زندگی خود و همسر گرامیشان را به خطر نمی انداختند و اصلا انقلاب اسلامی را رهبری نمی کردند. یادمان باشد خداوند هیچگاه به خواسته حضرت نوح در نجات فرزند بریده از خط نوح پاسخ نداد- خداوند به یکی از پیامبران نیز فرمود که عهد من به ظالمان نمی رسد. مطالب مرتبط: ریگی را آزاد کنید!!! دوشنبه سوم اسفند 1388 :: 1:0 :: نويسنده : مصطفی نمازیان
هدیه مخصوص شهرام به شیخ
- گوشی مهدی کروبی زنگ می خوره. کروبی خوب نگاه گوشی میکنه و چون نمیتونه شماره رو بخونه و فارسیش هم ضعیفه، گوشی رو برداشت و گفت: دفتر غلام کرباسچی، من مسئول دفترشون هستم. از پشت گوشی خاتمی بهش میگه: این خنگ بازیها چیه؟ مگه خبر نداری روز والنتاینه؟ کروبی میگه: والنتاین چیه؟ والنتاین رو کی کشت؟ کجا دفنش کردن؟ به کی رای داد و.. دهنش کف میکنه و ساکت میشه. خاتمی گفت: والنتاین همون روزیه که حاجی شهرام برات لوپ لوپ جایزه دارخرید. والنتاین رو ننه جونت فهمید تو نفهمیدی؟. کروبی دوباره میگه: بگید والنتاین بیاد پیشم. شاید الان زندان باشه، احتمالا کرباسچی هم میشناسش. ومن یه نامه از امام دارم در مورد شب والنتاین و.... تلفن قطع میشه.
- موسوی به خاتمی زنگ میزنه و میگه کجایی؟ خاتمی میگه: ایتالیا. موسوی: تو این شرایط چیز تو چیز رفتی ایتالیا چیزکار کنی؟ خاتمی: روز والنتاینه و من قصد دارم از زحمات بانوان ایتالیایی و به خصوص نسل جوونش به جهت نوعدوستی تشکر کنم. پریالسال خیلی مهمون نوازی کردن و خیلی خوش گذشت. دستای منو به گرمی فشردن و میدونی ایرانیا هم مهمون نوازن و منهم جبران کردم و دستای پرمهرشونو به گرمی فشردم. موسوی: من یه فرد انقلابیم بیام والنتاین چیکار؟ راستی والنتاین مرده یا زندس؟ اگه زندس مجلس ختمش کی هست تا بیام؟ خدا رو خوش نمیاد تو مجلس ختم شرکت نکنی. خاتمی: منکه تازه سفرم شروع شده، الان بانو چویی- یانگوم- سوسانو و... همه هستند. آنجلینا هم سلام میرسونه و میگه: رای من کو؟ الان دارم در مورد نقش دختران ایتالیایی در پیوند اسلام و مدرنیته صحبت میکنم. قذافی هم داره با چند تا خانم صحبت میکنه تا ارشادشون کنه!!!. انشاله با دست پر برمیگردم.
- زهرا رهنورد: من خودم لرم- بابام لره و مادرم هم لره. پس من هم لرم و بچه هام نیز لرن. عموم هم لره پس پسر عموم هم لره. و چون خاله و عمه ام لرن پس پسر عمه ها و دختر عمه هام نیز لرن. پس ما رای دادیم و این یعنی تقلب. موسوی ترکه و دوماد لرا. من هم عروس ترکام پس تقلب شده. والنتاین خارجیه و من چند تا کتاب در موردش نوشتم. خودم دیدم والنتاین لباس سبز پوشیده بود و مامورا گرفتن بردنش اوین. اگه آزاد نشه، بازم بیانیه میدیم. این یعنی تقلب. چند بار به موسوی گفتم برام والنتاین چیز بخره، امسال هم که بنده خدا بیکار شده و همش تو خونه پای اینترنت مفت نشسته و هی چت میکنه، میره تو فیس بوک و میگه من رییس جمهورم، سایتهای جک و اس ام اس رو نگاه میکنه، گیم نت بازی میکنه، روزی سه بار با سایت کلمه مصاحبه میکنه، تمرین میکنه تا لکنت زبوشن از بین بره و دیگه چیز چیز نکنه و...
- کروبی: شب والنتاین خوابم برد یهو بیدار شدم دیدم کریسمسه. پس تقلب شده و من میخام پیاده برم تا جماران. کرباسچی قول داده بود برای شب والنتاین و کریسمس که بابانوئل میاد، کفشامو واکس بزنه. اما قرص خواب آور بهم دادن و وقتی بیدار شدم دیدم کفشام نیست و وسط خیابون افتادم. یه دفعه دیدم منو شبیه بابانوئل گریم کردن و بچه ها هم ریختن دورم و شعار میدادن: مهدی به جون شهرام اگه به ما پول ندی شاه تورا می کشیم. من هم دست در جیبام کردم و از 300 میلیونی که از شهرام گرفته بودم و از پولهای بنیاد شهید به بچه ها و خانواده های فقیر الهیه- شهرک غرب- ولنجک و.. دادام. من بابانوئل نیستم و تقلب شده. به بابانوئل و والنتاین خانم تجاوز شده و بعد سوزوندنشون. در این هنگام دهن حاجی کف میکنه و .. می خوابه
- فائزه هاشمی: شب والنتاین با دوستای مهدی رفتم ساندویچ بخرم و بخورم که منو دستگیر کردن. آخه تو ساندویچم فشنگ بود. سوار موتور دوستای مهدی شدم و فرار کردم( از موقعی که داداش جونم ما رو تنها گذاشته، دیگه بدون برادرم سخته تو تجمعات شرکت کنم. هر وقت سطل آشغال آتیش گرفته یا مغازه خراب شده می بینم یاد مهدی می افتم. ولی رفیقاش به خصوص اون موتورسوراه و اون بدنسازه جای خالی برادرمو پر کردن. در ضمن من شبها با اجازه پدر و مادرم میرم بیرون و یا تجمع. هر وقت هم منو میگیرن، رضایت نامه والدین و کارت شناسایی نشون میدم و سریعا آزاد میشم). بابام به گوشیم زنگ زد و گفت کجایی؟ گفتم با یکی از یاران انقلاب در حال مردم سواری هستیم و مامورا دنبالمن. بابام بلافاصله مصاحبه کرد و گفت: کار حکومت به جایی رسیده که بهترین دختران انقلاب را در شب مقدس والنتاین دستگیر می کنند و خانواده ها را داغدار می کنن. من نمیدونم شما دختر دارید یا نه، ولی امیدوارم که حال پدر نگرانی مثل منو درک کنید. این امت خداجوی موتورسوار باید هرچه زودتر آزاد بشن و الا من آشتی نمیکنم و وحدت بی وحدت. در غیر اینصورت باید منتظر وحشت ملی باشید. - مهاجرانی: والنتاین نمونه یک دختر خوب و نجیب است. با والنتاین در مرکز گفتگوی تمدنها آشنا شدم. خیلی خوب، متمدن و دموکراتیک بود. هرکاری می خواستیم انجام بدیم به رای می گذاشتیم و درنهایت نظر من انجام میشد. الان چند تا والنتاین دارم و انشاله امسال یه والنتاین خوب تو بی بی سی دیدم که قراره در شب مقدس میلاد بهاء الله عقد کنیم به مهریه 14هزار سطل آشغال سبز- یک جلد کتاب مقدس براندازان جین شارپ- یک شاخه گل خرزهره- سفر سیاحتی زیارتی اورشلیم و.... - صانعی: هرکس والنتاین برای دوستش چیزی نخره، پس شک نکنید که حرامزاده است. این هم از حرامزادگیشونه که چیز نمی خرن. دولت کودتا باید روز والنتاین رو تعطیل رسمی اعلام کنه. گرفتن دست دوشیزه ها و دوست دختران در این شب برای یک شب هیچ اشکال شرعی، سیاسی و.. ندارد و همگان را به رعایت و انجام این فریضه دعوت میکنم.. اهمیت والنتاین از عید غدیر و مبعث اگر کمتر نباشه، کمتر هست و اگه بیشتر نباشه پس حتما کمتره.
- پس از برگزاری روز والنتاین و شب آن در یک سری محافل خاص سیاسی که سابقه منفی در رواج چند همسری- صیغه های پنهانی- بگو و بخند با دختران جوان- دست دادن با دختران و.. داشتند، فردای آنروز چند تن از جوانانی که با دوست دختراشون وارد مجلس شدند و بدون دوست دخترشون خارج شدن، جلو دفتر یک حزب خاص و محفل سیاسی جمع شدن و ضمن الله اکبر گفتن، شعار دادن: دوست دخترمو پس بده- دوست دخترم کجاست؟ .... دروغگو دوست دخترت کو؟ می نویسیم والنتاین می خوانیم دختر دزدی- والنتاین قلابی ابطال باید گردد- وای اگر شیلاجون حکم جهادم دهد دروغهای....نتواند که جوابم دهد. یکشنبه بیست و پنجم بهمن 1388 :: 23:6 :: نويسنده : مصطفی نمازیان
محمد دژکام در گفتگو با روايت ، غلبه انقلاب اسلامی ایران در مواجهه این
نو نهال در طول دوران رشد و بلوغ خود با حوادث گوناگون را در جهت اثبات
اصل مترقی «ولایت فقیه» دانسته و ادامه داد: انقلاب ایران با مسائلی از
غائله های غرب، فتنه های منافقان و بنی صدر، جنگ تحمیلی 8 ساله، تهاجم
فرهنگی و ناتوی فرهنگی درگیر شد و آنها را به سلامت پشت سر گذاشت و با
تکیه بر نگاه صدرایی و اندیشه و جهان بینی رهبر و ایدئولوگ انقلاب توانست
در عرصه های مختلف علمی در جهان تراز گردد و به قله های رفیع علمی فرهنگی
به درآید. چهارشنبه بیست و یکم بهمن 1388 :: 17:44 :: نويسنده : مصطفی نمازیان
"براى اينکه جمهورى اسلامى را شکست
بدهند! بودجه تصويب ميکنند که از طريق اينترنت، انقلاب ايران را از بين
ببرند؛ جمهورى اسلامى را سرنگون کنند! ببينيد چقدر اين دشمن، دشمن
درماندهاى است" (رهبر معظم انقلاب در ديدار مردم مازندران در سالگرد
حماسه 6 بهمن -( 06/11/1388) با سلام و هزاران صلوات نثار ارواح طيبه شهدا و امام شهدا معمار برحق انقلاب اسلامي وبا تبريک و شاد باش ايام دهه پر فروغ و حماسي فجرانقلاب اسلامي ايران. با گذشت سه دهه از پيروزي انقلاب اسلامي که با مجاهده و مبارزه فرزندان مومن براي بدست آوردن حقوق معنوي، رواج ارزشهاي بلندالهي، انساني؛ زمينه سازي عدالتگستري، و کفر و ستم ستيزي، رواج ايمان ودست يابي به ازادي وخدا باوري در دوران سخت ستم شاهي و حکومت سلاطين ظلم و جور در 22 بهمن سال 57 اتفاق افتاد، با يک نگاه و کنکاش عميق مي توان دريافت که بزرگترين عامل رسيدن به اين پيروزي، ولايت پذيري مردم مومن و خدا جو و نقش رهبري و هدايت و سکانداري مقام ولايت امام خميني قدس سره بوده است. پس از امام راحل با رهبري و بصيرت و هدايت مقام عظمي ولايت دو دهه اين کشتي سوار بر امواج طغيانگر توانسته است مسير سخت و دشوار را به سلامت طي کند و دشمنان را در طي اين مدت خوار و ذليل و ناتوان نمايد. سي سال ازپس از انقلاب با شکوه اسلامي ايران و کوهي از دست آوردهاي بزرگ که ثمره رهبريت امام خميني قدس سره و فداکاريهاي شهدا و علمداري مقام معظم رهبري که خود دو دهه متوالي با علم و درايت و بصيرت توانست صورت شکيل انقلاب اسلامي و نظام مقدس جمهوري اسلامي را بر همگان تجلي بخشد و چشمان آزادگان ومظلومين را به سوي خود معطوف نمايد، مي گذرد و اين خود بزرگترين افتخاري است که بر پيشاني نظام ما نقش بسته است. بارها و بارها دشمنان ما از اين عزت وحشت کردند و دست به کار شدند تا چهره مخدوشي از اين انقلاب را به جهانيان نشان دهند اما هر بار به شکست و خفت مبتلا شدند. در اين ميان بودند افرادي که تحت تاثير اين فريب و نيرنگ ها و وعده هاي پوچ قرار گرفتند و از مسير اصلي و درست دور گشتند و فتنه انگيزي دشمنان جز خواري و ذلت و از بين رفتن عزت آنها در بين مردم، چيزي در پي نداشت. اکنون که دشمنان کوردل زبون نظام در فضاي سايبري مي کوشند تا آرامش داخل کشور را با توطئههايشان بر هم بزنند ما سربازان ولايت حاضر در عرصه سايبري اعلام ميکنيم که با تمام وجود ايستاده ايم تا اين توطئه را نيز چون گذشته پاسخ قاطع و در خور نظام جمهوري اسلامي ايران بدهيم و به ياري و مدد الهي و همت عزيزان دست به قلم و ولايتمدار عرصه را بر دشمنان تنگ کنيم. گر چه تشخيص دشمن از دوست در اين فضا دشوار تر از فضاي حقيقي است لذا بر آن شديم تابه کمک و همت عزيزان جهادگر و تلاشگر در اين ميدان مبارزه جانانه اي صورت دهيم ، به طوري که دشمنان با ديدن اين وحدت و تعامل و انسجام به وحشت و دريوزه گي افتاده اند. دشمنان اکنون دست به هر کاري مي زنند تا چهره منفورشان را در پيشگاه جهانيان مظلوم جلوه دهند و همواره در پر کردن خلع مستند و حقيقت نگاري که هرگز نداشتند به شايعه و دروغ پراکني و مقدس نمايي بپردازند که اين خود باعث گرديد تا چهره زشت و شيطاني دشمن بار ديگر اشکار تر گردد . پرداخت هزينه هاي کلان براي مخدوش کردن چهره و صورت انقلاب در زمينه سايبري خود يک گواه ديگر در زبوني ايشان است. به فرموده رهبر معظم انقلاب که در ديدار مردم مازندران در سالگرد حماسه 6 بهمن (06/11/1388) فرمودند: "اينجور است که دشمنان بينالمللى ما اين جنجالها را راه مىاندازند، براى اينکه جمهورى اسلامى را وادار کنند به باجدهى؛ مثل خيلى از دولتهائى که بمجردى که يک خطرى احساس ميکنند، ميروند در مقابل ارباب بزرگتر، حاضر ميشوند باج بدهند؛ باج پولى بدهند، باج سياسى بدهند. امام باج نداد - اين را همه بدانند - ما هم به هيچ کس از طرف ملت ايران و از طرف خودمان باج نخواهيم داد." ما امروز با قاطعيت اعلام مي کنيم که هر گز تن به ذلت نخواهيم داد چنانکه پداران و مادران ما بر سر عهد و پيمان خويش ماندند و جان دادند و هر گز تن به ذلت نداند و نهايتا پيروز ميدان شدند.آري علمي را که سيد الشهدا در کربلا براي ما به جاي گذاشت اکنون بر دوش مي گيريم و بر فرمان مقتدايمام جان را وديعه مي گذاريم. البته دشمن با ضرب شست جانانه اي که از سوي ملت و دولت سختکوش و ولايتمدار ديده است که خود شکستي غير قابل جبران است و بايد به دشمنان حق داد که اينگونه از پيشرفتهاي علمي و فرهنگي و اجتماعي اقتصادي ما عصباني باشند . با نگاهي به فرمايشات رهبر عاليقدر و معزز انقلاب ميتوان به حساسيت و اهميت موضوع پي بردو احسا س مسئوليت در اين باره را در يافت.چنانچه ايشان فرموده اند: "آنچه که براى ما لازم است، اين است که آحاد مردم، مسئولين، غير مسئولين،بخصوص جوانها، بخصوص کسانى که سخن و حرفشان تأثير دارد، احساس مسئوليت حضور در صحنه را از دست ندهند. هيچ کس نگويد من تکليفى ندارم، من مسئوليتى ندارم؛ همه مسئولند." (رهبر معظم انقلاب در ديدار مردم مازندران در سالگرد حماسه 6 بهمن- (06/11/1388) جبهه وبلاگي غدير و همه حاميان و اعضاء اين جبهه با گراميداشت يوم الله 22 بهمن اعلام مي دارد که براي پيمان مجدد با ولايت و رهبري، وتجديد عهد با شهيدان و امام شهيدان در صحنه حاضر خواهد بود و اين روز بزرگ را بارديگر نقطعه عطفي براي نابودي فتنه جويان در عرصه سياسي ,اجتماعي و فرهنگي کشور دانسته وهمراه با همه مردم مسلمان ايران و ايرانيان ازاده همچنان در صحنه حاضر خواهد بود. چرا که ايمان ما بر اين استوار است که همواره اعتقاد به ولايت مطلقه فقيه, ايمان به در راس بودن و بزرگداشت ارزشهاي انقلاب اسلامي رمز پايداري و ماندگاري انقلاب عزيز و شکوهمند اسلامي مي باشد. بي شک دشمنان بار ديگر درس بزرگي در اين روز از ملت قهرمان ايران خواهند گرفت و مهر باطل شد ديگري بر تارک فتنه انگيزان و معاندان خواهد خورد .ان شا ءالله تعالي والسلامعليکم و رحمها... قرار ما در روز 22 بهمن در راهپيمايي عظيم مردمي در سراسر کشور؛و به روز رساني وبلاگها با انتشار عکس و اسلايد و خاطرات زيبا و غرور آفرين از روز 22 بهمن چهارشنبه بیست و یکم بهمن 1388 :: 8:6 :: نويسنده : مصطفی نمازیان
درباره وبلاگ ![]() کفرکفر است اگر مسجد و گر قرآن است خصم خصم است اگر بوذر و گر سلمان است * محمد کاظم کاظمی مصطفی نمازیان متولد گچساران ساکن تهران ( تصویر مربوط به اولین همایش دانشجویان حامی دکتر احمدی نژاد انتخابات دهم استان فارس است. بنده در حال خواندن بیانیه هستم) آرشيو وبلاگ پیوندهای روزانه پيوندها |
||